موج-جانم فدای امام علی النقی،امام هادی(ع)...
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ...موجیم که آسودگی ما عدم ماست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محسن
نویسندگان

http://asgari33.persiangig.com/20070524508.jpg

شهید سید احمد پلارک

مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن می شود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به مشام می رسد. کم نیستند کسانی که تنها به نیت زیارت این شهید عزیز به بهشت زهرای تهران و قطعه 26 آن سر می زنند.

شهید سید احمد پلارک در زمان جنگ فرمانده آر پی چی زنهای گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص) بود و در بسایری از مواقع در یکی از پایگاه های پشت خط به عنوان یک سرباز معمولی به رزمندگان كمك میکرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همواره بوی بدی بدن او را فرا می گرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی که احمد در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود.

بعد از بمب باران، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند، با تعجب متوجه می شوند که بوی گلاب از زیر آوار می آید. وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی عطر و گلاب بود.

هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرای تهران، در قطعه 26 به خاک می سپارند، همیشه بوی گلاب اطراف مزار این شهید احساس می شود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه كمی نمناک می باشد .

می گویند شهید پلارك مثل یكی از سربازان پیامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسیل الملائكه " بوده است . " غسیل الملائكه " به کسی می گویند كه ملائكه غسلش داده‌ باشند . در تاریخ اسلام آمده كه حنظله غسیل الملائكه كه از یاران جوان پیامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج می کند و در حجله می خوابد . فردا صبح ، زمانی كه لشكر اسلام به سمت احد حركت می ‌كرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله كرد و بنابراین نرسید که غسل كند . او در این جنگ شهید شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد . حالا گفته می شود شهید احمد پلارك عزیز هم اینچنین است و برای همین است كه همیشه قبر او خوشبو و عطرآگین است .

كسایی كه زیاد بهشت زهرا می‌روند با این شهید والا مقام میگویند شهید عطری.
خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارك نذر و نیاز می‌كنن و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خوان.
او معجزه خداست.

حرف دلم:امشب دلم خیلی گرفته بود...یاد اردوی راهیان نور که با بچه های دانشگاه رفته بودیم افتادم.یادش به خیر تو راه برگشت رفتیم بهشت زهرا سر مزار شهید احمد پلارک...با اینکه وسط هفته بود و بعدازظهر ولی سر مزارش شلوغ بود...می گفتن همیشه همین جوره...همه تو بهشت زهرا، شهید عطری رو میشناسن...یه آدمایی با یه قیافه هایی اومده بودند(خانم هایی با حجاب افتضاح) اومده بودند سر مزار این شهید و داشتند فاتحه می خوندند شایدم داشتند دعا می کردند شایدم داشتن درد دل می کردند...نمیدونم...الله اعلم!

به هرحال دارم با خودم می گم خدایا یکی میشه  شهید احمد پلارک یکی میشه مثل من.../خدایا اینا هم آدم بودند منم اسم خودم رو گذاشتم آدم...

فقط می تونم بگم:

شهدا شرمنده ایم...

التماس دعا



نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، شهدا، شهید احمد پلارک، شهید عطری،

بررسی مسئله ازدواج با دختران و پسران زیبا

زیبایی مهم است ولی اصل کارنیست

زیبارویانی که در محیط بد و خانواده های بد بزرگ شده اندمثل گلی های هستند

که در زباله دان روییده شده اند.

انسان باشخصیت و انسانیت ان زندگی میکند

http://www.up.mersad.org/uploads/13125132561.gif

 



نوع مطلب :
برچسب ها : ازدواج، سوالات ازدواج، مشکلات ازدواج، سخنرانی ازدواج، دختران و پسران ایرونی،

ضمن تبریک میلاد پیامبر مهربانی ها حضرت محمد(ص)

صلوات فرستنده هم در دنیا ثواب می‌برد و حوائج دنیائی او بواسطه صلوات برآورده می‌شود و هم در آخرت موجب خلاصی از عذاب و نجات از هول قیامت می‌گردد . اینک به چند نمونه از آن فواید اشاره می‌کنیم:

فواید دنیوی صلوات

فایده اول : در اصول کافی است که، رسول خدا(ص) فرموده‌اند در مقابل صد صلوات حق تعالی صد حاجت را برآورده می‌نماید.1

فایده دوم : با صدای بلند صلوات فرستادن نفاق را برطرف می‌سازد.2

فایده سوم : صلوات فرستادن موجب پاکیزه شدن عمل‌هاست.

فایده چهارم : هر کس یک صلوات بفرستد حق تعالی در عافیت را بر روی او می‌گشاید.

فایده پنجم : صلوات فرستادن فقر را برطرف می‌کند.

فایده ششم : هر گاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند صلوات موجب می‌شود که به خاطر آید.3

فایده هفتم : صلوات،دشمن دیرین و همیشه در کمین انسان یعنی ابلیس لعین را ذلیل و خوار می‌کند.

فواید اخروی صلوات

فایده اوّل : امام صادق(ع) می‌فرمایند:«هر کس ده مرتبه صلوات بفرستد حق تعالی صد مرتبه بر او صلوات می‌فرستد» و فرموده اند:«هر کس ده مرتبه صلوات بفرستد خدا و ملائکه هزار بار بر او صلوات می‌فرستد و هر که حق بر او هزار صلوات بفرستد هرگز او را به آتش،عذاب نخواهد کرد و در مقابل هر صلوات ده حسنه به او عطا می‌فرمایند و هر کس ده مرتبه صلوات بفرستد حق تعالی ده صلوات بر او می‌فرستد و ده گناه او را می‌آمرزد و ده درجه او را بلند می‌گرداند و از اهل بهشت خواهد شد».4

فایده دوم : سزاوارترین و نزدیک‌ترین مردم در روز قیامت به رسول خدا(ص) کسی است که در دنیا بر آن حضرت بیشتر صلوات فرستاده باشد.5

فایده سوم : رسول خدا(ص)به علی مرتضی (ع) می‌فرماید:«هرکس بر من صلوات بفرستد شفاعت من برای او واجب می‌شود».6

فایده چهارم : حضرت رضا(ع) فرموده‌اند:«صلوات فرستادن نزد خدا برابراست با تسبیح و تهلیل و تکبیر».7

فایده پنجم : حضرت علی بن موسی الرّضا(ع) می‌فرماید:«هر کس قادر بر کفاره گناهان نباشد صلوات بسیار بفرستد که صلوات بر محمّد و آل محمّد(ص) گناهان را می‌ریزاند».8

فایده ششم : امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند:«صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شدیدتر است از فرو نشاندن آب، آتش را».9

فایده هفتم : صلوات فرستادن در روز قیامت به صورت نوری در آمده در سر،طرف راست،طرف چپ و بالا، و جمیع اعضاء آدمی دیده می‌شود.10

فایده هشتم : هر که بگوید:«اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد(ص) خدا به او ثواب هفتاد و دو شهید عنایت می‌فرماید».

فایده نهم : سنگین‌ترین چیز در یوم الحشر(روز قیامت) صلوات است و صلوات، قبر را نورانی می‌کند.11

فایده دهم : فرستنده صلوات داخل آتش جهنّم نمی‌شود.

فایده یازدهم : برای فرستنده صلوات تلخی مرگ و هول و عطش روز قیامت نیست.

خلاصه اینکه : صلوات آتش جهنّم را خاموش می کند.آری وقتی که آتش هوی و هوس و آتش سوزان نفس سرکش به واسطه صلوات بر محمّد و آل محمّد خاموش شد و ظلمات نفس به نور صلوات محو و نابود گردید آن وقت است که انسان از آتش جهنم رهائی یافته و به حریم امن الهی داخل و «لیخرجکم من الظلمات الی النور» را شامل خواهد شد و غایت امر در سایه رحمت خاصّ الهی مأوا کند «و کان بالمؤمنین رحیماً».«طوبی لهم و حسن مأب؛خوشا به حال آنان و حسن عاقبت‌شان».



نوع مطلب :
برچسب ها :

خرما با هسته!


نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی. بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود. «همه» خندیدند.



نوع مطلب :
برچسب ها :

رهبر معظم انقلاب اسلامی در درس خارج فقه خود به شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق(ع) درباره راه های جلوگیری از تسلط شیطان پرداخته اند.

شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432) بیان شده که به شرح زیر است:
«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ قَرِینٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْکَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه»
شافی، صفحه‌ى 652
الصّادق (علیه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام فرمودند]: «من لم یکن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوّه من عنقه». اولین چیزى که موجب میشود که انسان بتواند در مقابل دشمنش - که مراد، شیطان است - ایستادگى کند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [این است که:] «واعظ من قلبه»؛ از قلب خود واعظى براى خود داشته باشد. قلب متذکر بیدار، انسان را نصیحت میکند، موعظه میکند. یکى از بهترین وسائلِ اینکه انسان قلب را وادار کند به موعظه‌ى خود و فعال کند در موعظه‌ى خود، همین دعاهاست، دعاهاى مأثور - صحیفه‌ى سجادیه و سایر دعاها - و سحرخیزى؛ اینها دل انسان را به عنوان یک ناصح براى انسان قرار میدهد. اول این است: «واعظ من قلبه».
[دوم اینکه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود یک زجرکننده‌اى، منع‌کننده‌اى، هشداردهنده‌اى داشته باشد. اگر این دو تا نبود، «و لم یکن له قرین مرشد»، یک دوستى، همراهى که او را ارشاد کند، به او کمک کند، راهنمائى کند، این را هم نداشته باشد - که این، سومى است - که اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدایت کند و مهار نفسِ خودش را در دست بگیرد، [باید] دوستى داشته باشد، همراهى داشته باشد، همینى که فرمودند: «من یذکّرکم اللَّه رؤیته»، که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد؛ اگر این هم نبود، «استمکن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطیع کرده است؛ دشمنِ خود را مسلط کرده است بر خود و بر گردن خود، که سوار بشود. که [منظور از] دشمن، همان شیطان است. اینها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصیحت کند. بهترین نصحیت کننده‌ى انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گله‌مند نمیشود. هر کسى انسان را نصیحت کند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند میشود؛ اما خود انسان، خودش را نصیحت کند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت کند، سرزنش کند خودش را؛ اینها خیلى مؤثر است. موعظه کند، زجر کند. در کنار اینها، یا به جاى اینها اگر نبود، آن وقت دوست، رفیق، که دستگیرى کند انسان را.



نوع مطلب :
برچسب ها : هگنا، ترک گناه، شرح حدیث، شرح حدیث امام صادق، رهبری، امام خامنه ای و ترک گناه،
پنجشنبه 13 بهمن 1390

فواید و حس آرامش بعد از نماز بر هیچیک از ما پوشیده نیست، نماز خواندن و استغفار کردن تنها کاری است که ما می توانیم برای بخشش گناهانمان انجامشان دهیم. در این مقاله به اعمالی اشاره می کنیم که می توانیم با این اعمال پشیمانی خود را نسبت به خدایمان ابراز کرده و مورد عفو قرار بگیریم.

نماز شب
یکی از پاک کننده های گناه، نماز و عبادت فرد مؤمن در شب می‌باشد، یعنی غیر از ثوابی که نماز شب دارد، یکی از آثارش شستشو دادن گناه مؤمن می‌باشد. ابِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ قَالَ صَلَاةُ الْمُؤْمِنِ بِاللَّیْلِ تَذْهَبُ به ما عَمِلَ مِنْ ذَنْبٍ بِالنَّهَار : امام صادق (علیه‌السلام) در کلام خداوند عزوجل می‌باشد که نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برد که امام (علیه‌السلام) فرمودند : نما ز مؤمن در شب گناهانی که در روز انجام داده است را از بین می‌برد. (الکافی، ج ۳، ص ۲۶۶)
نماز و پاک شدن گناه
یکی دیگر از پاک کننده های گناهان نمازی می‌باشد که با حضور قلب و توجه به ذات پاک الهی انجام پذیرد.أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ یَعْلَمُ مَا یَقُولُ فِیهِمَا انْصَرَفَ وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ : امام صادق (علیه السلام) : کسی که دو رکعت نمازی که می‌داند در آن چه می‌گوید، انجام دهد و تمام شود، بین او و بین خدا گناهی نخواهد بود. (الکافی ج ۳، ص ۲۶۶)
قنوت نماز وتر
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقُنُوتِ فِی الْوَتْرِ هَلْ فِیهِ شَیْ‌ءٌ مُوَقَّتٌ یُتَّبَعُ وَ یُقَالُ فَقَالَ لَا أَثْنِ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صلی الله علیه وآله عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ الْعَظِیمِ ثُمَّ قَالَ کُلُّ ذَنْبٍ عَظِیمٌ : از امام صادق (علیه‌السلام) سؤال شده است که :آیا در قنوت نماز وتر دعای کوتاهی که گفته شود وجود دارد؟ امام فرمودند :نزد خداوند عزوجل ثنایی بهتراز درود بر نبی اکرم (صلی الله علیه و آ له) و استغفار برای گناه بزرگت نمی‌باشد سپس فرمودند: هر گناه بزرگ! (الکافی ج ۳، ص ۴۵۰)
نماز فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)
أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ صَلَّی أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ بِمِائَتَیْ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ خَمْسُونَ مَرَّةً لَمْ یَنْفَتِلْ وَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ امام صادق (علیه السلام) : هر کسی چهار رکعت نماز به دویست مرتبه قل هو الله احد که در هر رکعت پنجاه مرتبه بگوید، هنوز نماز تمام نشده بین او و خداوند گناهی نیست مگر اینکه بخشیده می‌شود. (الکافی ج ۳، ص ۴۶۸)
اذان گفتن
وَ قَالَ علیه السلام مَنْ أَذَّنَ سَبْعَ سِنِینَ مُحْتَسِباً جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا ذنبَ لَهُ : امام (علیه السلام) : کسی که هفت سال حساب شده و با توجه اذان بگوید، می‌آید روز قیامت در حالی گناهی بر او نمی‌باشد. (من‌لایحضره‌الفقیه ج ۱، ص ۲۸۶)
نماز با شصت مرتبه قل هو الله
الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ مَنْ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ خَفِیفَتَیْنِ بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ سِتِّینَ مَرَّةً انْفَتَلَ وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذَنْبٌ ، امام صادق (علیه السلام) :کسی که دو رکعت نماز آرام بگزارد که در هر رکعت شصت مرتبه قل هو الله احد باشد. نماز تمام نشده که بین او و خداوند عز و جل گناهی نباشد. (من‌لایحضره‌الفقیه ج ۱ )
نماز صبح و استغفار
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ مَنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ سَبْعِینَ مَرَّةً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لَوْ عَمِلَ ذَلِکَ الْیَوْمَ أَکْثَرَ مِنْ سَبْعِینَ أَلْفَ ذَنْبٍ وَ مَنْ عَمِلَ أَکْثَرَ مِنْ سَبْعِینَ أَلْفَ ذَنْبٍ فَلَا خَیْرَ فِیهِ ، امام باقر (علیه السلام) : کسی که بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه اسنغفار کند، خداوند او را می‌بخشد اگر چه عمل آن روز او بیشتر از هفتاد هزار گناه باشد. و کسی که در روز عمل او اکثر از هفتاد هزار گناه باشد خیری در آن روز برای او نمی‌باشد. (وسائل‌الشیعة ج ۶، ص ۴۸۰)
نمازعصر و استغفار
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ مَنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ بَعْدَ صَلَاةِ الْعَصْرِ سَبْعِینَ مَرَّةً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ سَبْعَمِائَةِ ذَنْبٍ ، امام صادق (علیه السلام) :کسی که بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه استغفار کند، خداوند هفتصد گناه او را می‌بخشد. (وسائل‌الشیعة ج ۶، ص ۴۸۲)
طلب استغفار در روز جمعه
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ تَعَالَی یَوْمَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ الْعَصْرِ سَبْعِینَ مَرَّةً یَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذَنْبَهُ فِیمَا سَلَفَ وَ عَصَمَهُ فِیمَا بَقِیَ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ ْبٌ غَفَرَ لَهُ ذُنُوبَ وَالِدَیْهِ ، امام صادق (علیه السلام) : کسی که در روز جمعه بعد از نماز عصر طلب استغفار از خدای متعال نماید هفتاد مرتبه بگوید استغفر الله و اتوب الیه خداوند گناه او را می‌بخشد در گذشته و پاک می‌دارد او را در آنچه باقی است و اگر چه برای او گناهی نباشد، گناهان والدین او را می‌بخشد. (مستدرک‌الوسائل ج ۶، ص ۹۵)
نماز شب و پاک شدن گناهان
الْهِدَایَةُ، وَقْتُ صَلَاةِ اللَّیْلِ إِذَا دَخَلَ الثُّلُثُ الْأَخِیرُ مِنَ اللَّیْلِ وَ هِیَ إِحْدَی عَشْرَةَ رَکْعَةً مِنْهَا ثَمَانُ رَکَعَاتٍ صَلَاةُ اللَّیْلِ وَ رَکْعَتَا الشَّفْعِ وَ رَکْعَةُ الْوَتْرِ تَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ مَا تَیَسَّرَ لَکَ مِنَ الْقُرْآنِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ صَلَّی الرَّکْعَتَیْنِ الْأُولَیَیْنِ مِنْ صَلَاةِ اللَّیْلِ بِالْحَمْدِ وَ ثَلَاثِینَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ انْفَتَلَ وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذَنْبٌ إِلَّا غَفَرَ لَهُ
معصوم (علیه السلام) فرمود: وقت نماز شب هنگامی که داخل شد ثلث از شب و آن یازده رکعت می‌باشد که هشت رکعت آن نماز شب و دو رکعت آن شفع و یک رکعت وتر و در هر رکعت آنچه را میسر است برای تو قرآن بخوان. خداوند عز وجل فرمود: بخوانید آنچه میسر است از قرآن و کسی که دو رکعت اول نماز شب را به حمد و سه مرتبه قل هو الله احد در هر رکعت تمام کند که در این صورت نیست بین او و بین خدا گناهی مگر اینکه خداوند می‌بخشد. (بحارالأنوار ج ۸۴، ص ۲۲۳)
دعا بعد از نماز صبح جمعه
عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ مَنْ قَالَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ صَلَاةِ الْغَدَاةِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتِ مَلَائِکَتِکَ وَ حَمَلَةِ عَرْشِکَ وَ جَمِیعِ خَلْقِکَ وَ سَمَائِکَ وَ أَرْضِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یُکْتَبْ عَلَیْهِ ذَنْبٌ سَنَةً ؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود :کسی که روز جمعه بعد از نماز صبح بگوید : خدایا! درود ملائکه‌ات و حمله عرشت و همه خلقت و آسمانت و زمینت و انبیاء و رسولانت را بر محمد و آل محمد قرار بده گناه یک سال بر او نوشته نمی‌شود. (بحارالأنوار ج ۸۶، ص ۳۵۴)
نماز روز چهار شنبه
صَلَاةُ یَوْمِ الْأَرْبِعَاءِ وَ بِإِسْنَادِهِ أَیْضاً قَالَ مَنْ صَلَّی یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ وَ الْإِخْلَاصَ وَ سُورَةَ الْقَدْرِ مَرَّةً وَاحِدَةً تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ زَوَّجَهُ بِزَوْجَةٍ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ ، امام معصوم (علیه السلام) فرمودند: کسی که نماز گزارد در روز چهارشنبه به چهار رکعت که در هر رکعت سوره حمد و اخلاص و قدر را یک بار بخواند خداوند از هر گناهی از او بر می‌گردد و حور العین را به همسری او در می‌آورد. (بحارالأنوار ج ۸۷، ص ۲۷۹)
استغفار بعد از نماز عصر
عن أبی عبد الله الصادق جعفر بن محمد علیه السلام قال من استغفر الله عز و جل بعد العصر سبعین مرة غفر الله له ذلک الیوم سبعمائة ذنب فإن لم یکن له فلأبیه فإن لم یکن لأبیه فلأمه فإن لم یکن لأمه فلأخیه فإن لم یکن لأخیه فلأخته فإن لم یکن لأخته فللأقرب فالأقرب؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: کسی که طلب استغفار کند از خداوند عز وجل بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه خداوند در آن روز هفتصد گناه می‌بخشد. پس اگر برای او (گناه) نباشد برای پدرش می‌بخشد و اگر برای پدرش (گناه) نباشد برای مادرش می‌بخشد و اگر نبوده باشد برای مادرش پس برای برادرش می‌بخشد و اگر برای برادرش نباشد برای خواهرش و اگر برای خواهر هم گناهی نبود برای نزدیک به او… (الأمالی‌للصدوق، ص ۲۵۵)
قرائت هل اتی در نماز صبح پنجشنبه
أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ أَنَا ضَامِنٌ لِمَنْ کَانَ مِنْ شِیعَتِنَا إِذَا قَرَأَ فِی صَلَاةِ الْغَدَاةِ مِنْ یَوْمِ الْخَمِیسِ هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنْسَانِ ثُمَّ مَاتَ مِنْ یَوْمِهِ أَوْ لَیْلَتِهِ أَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ آمِناً به غیرِ حِسَابٍ عَلَی مَا فِیهِ مِنْ ذُنُوبٍ وَ عُیُوبٍ وَ لَمْ یَنْشُرِ اللَّهُ لَهُ دِیوَانَ الْحِسَابِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُسْأَلَ مَسْأَلَةَ الْقَبْرِ وَ إِنْ عَاشَ کَانَ مَحْفُوظاً مَسْتُوراً مَصْرُوفاً عَنْهُ آفَاتُ الدُّنْیَا کل‌ها وَ لَمْ یَتَعَرَّضْ لَهُ شَیْ‌ءٌ مِنْ هَوَامِّ الْأَرْضِ إِلَی الْخَمِیسِ الثَّانِی إِنْ شَاءَ تَعَالَی ، امام صادق (علیه السلام) فر مودند :من ضامنم برای کسی که از شیعیان ما است که در نماز صبح روز پنج شنبه بخواند (سوره) هل اتی علی الانسان سپس بمیرد در روز یا شبش اینکه در بهشت وارد می‌شود ایمن و بدون حساب در آنچه در او از گناه و عیوب بوده روز قیامت دیوان حساب او باز نمی‌شود (یا انتشار نمی‌یابد) سوالهای قبر پرسیده نمی‌شود؛ و اگر زنده ماند محفوظ ومستور می‌ماند. از او آفات دنیا باز دارنده می‌شود. و متعرض او (حوادث) چیزی از شن ریزه های زمین نمی‌شود تا روز پنج شنبه دوم اگر خدا بخواهد. (مستدرک‌الوسائل، ج ۴، ص ۲۰۹)



نوع مطلب :
برچسب ها :

از وقتی كه یادم می آید از چادر متنفر بودم.

از بچگی مادرم چادری بود و از لحاظ عقیده هم ما را آزاد گذاشته بود ولی كم كم كه سن مادرم بیشتر شد می گفت چادر دست و پایم را می گیرد و اجازه نمی دهد كه به درس و كارم برسم و برای همین چادر را کنار گذاشت.

به نظر من آدم موفق و خوشبختی بود و البته بود ولی چادری نبود به همین دلیل تقریبا برای من الگو شده بود. و همیشه این در ذهنم بود كه زنان چادری مانعی برای پیشرفت و خوشبختی و آزادی دارند و همیشه علی رغم اصرار بسیار زیاد پدرم حاضر نبودم چادر بپوشم.

منظورم از آزادی بی بند و باری نیست، منظورم همان پیشرفت در درس و كار است و فعالیت در اجتماع ولی خب یك اتفاق كه مهم ترین اتفاق زندگی ام بود این تفكر را عوض كرد.

البته بهتر است از كمی قبل تر توضیح دهم. وقتی وارد دانشگاه شدم و دیدم خیلی ازبچه های خوابگاه و دانشگاه چادری هستند خیلی تعجب كردم چون فكر میكردم چادری ها درس خوان و فعال نیستند و احتمالا حوزه فعالیتشان در حد بسیج هست و این چیزها و بعدش هم ازدواج و نه اینكه دكتر و مهندس و پژوهشگر شوند.

چون دانشگاه دولتی هم بودیم بیشتر بچه ها حجاب برتر یعنی چادر را انتخاب كرده بودند.اما من تعجب می كردم از اینكه می دیدم یك دختر جوان چادری هم درس خوان و باهوش است و هم خیلی چیزهای دیگر. مثلا اینكه برخلاف تصورات من زیر چادرشان شلخته، بدتیپ و بی نظم نبودند و خیلی خوشتیپ تر و منظم تر از من بودند!! لباس های مد روز می پوشیدند ، ادكلن می زدند ، آهنگ گوش می كردند و فكرشان به روز بود ، عاشق می شدند و خیلی چیزهای دیگر البته با رعایت واجبات و محرمات.

البته آن ها هم از من مانتویی تصوراتی داشتند مثلا هم اتاقی سال اول خوابگاه همیشه به من می گفت كه اولین روز دانشگاه كه دیدم نماز می خواندی خیلی تعجب كردم چون فكر میكردم مانتویی ها نماز نمی خوانند!!!

تا سال سوم دانشگاه مانتویی بودم و البته به خیال خودم خوش تیپ. آرایش می كردم ، كمی مو بیرون می گذاشتم و .. و..... و.....

در این 3 سال تصوراتم نسبت به چادر و چادری ها عوض شده بود كما اینكه بهترین دوستانم و هم اتاقی های 4 سال دانشگاهم چادری بودند ولی باز هم حاضر نبودم چادری شوم چون یك مورد دیگر برایم حل نشده بود و آن اینكه روزی كه می خواهم ازدواج كنم مرد رویاها و مطابق معیارهایم مرا با چادر نمی پسندد و حتما دختر مانتویی را دوست خواهد داشت!

معیارهای مرد رویاهایم این بود: روشنفكر ، با درك و فهم زیاد ، عاشق ، تحصیل كرده، متین و آرام ،‌ كسی كه در جمع همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد وهمه به او احترام بگذارند و پدر و مادر و خانواده ام به داشتن چنین دامادی افتخار كنند و همچنین خودم. البته تیپ و ظاهر هم خیلی برایم مهم بود . دوست داشتم همسرم بسیار خوش تیپ و خوش قیافه باشد. اما معیارهای دیگری هم داشتم كه از سایر معیارها برایم مهم تر بودند و آنكه ایمان واقعی به خدا داشته باشد و نماز و روزه و واجباتش هیچ وقت ترك نشود و چشم پاك و خانواده دوست باشد و اهل كارو تلاش. و البته مرا هم از كار و درس و پیشرفت باز ندارد ، بلكه مرا هم تشویق كند .

ولی تصور می كردم كه اگر چادری باشم هیچ وقت چنین فردی سرراه زندگی و سرنوشتم قرار نخواهد گرفت و حتی شاید اگر مرا با چادر ببیند حتی متنفر هم باشد! اما دست بر قضا با فردی آشنا شدم كه دیدگاه مرا ، افكار و عقاید مرا و تمام سرنوشت مرا تغییر داد. با یک فرد سنتی آشنا نشدم ولی از همان روز اول هدفش ازدواج بود و بس.

و منی كه چون تمسخر پسران و تحقیر آنان كاری با آنها نداشتم با تمام وجود یك دل نه صد دل عاشق او شدم . عاشق رفتارش ، عقاید و رفتارش ، دیدش نسبت به خدا، نسبت به عشق ، نسبت به زن و نسبت به دوری از گناهان. و صد البته نسبت به چادر .و چیزی كه بیشتر از همه برایم جالب بود این بود كه با تمام وجود و اصرار زیاد بر عقایدش پایبند بود و با اینكه می دانستم او هم عاشق من شده باست ولی حاضر بود از من دست بكشد اگر تغییر نكنم.

روزهای اول سعی می كردم با تمسخر،‌ تهدید از رد كردن او، با سوال كردن و خیلی راه های دیگر افكارش را مانند خودم بكنم اما او آنقدر راسخ بود كه هیچ راهی موثر واقع نشد.و از همه مهم تر این بود كه همه معیارهای من را داشت:

خوش قیافه، تحصیل كرده با مدرك عالی از یكی از بهترین دانشگاه ها ، و همچنین مشوق من برای ادامه تحصیل و كار ، اهل كارو تلاش و عمل. به هیچ وجه دروغ نمی گفت و غیبت نمی كرد، با خدا و با ایمان، نماز اول وقت را ترك نمی كرد و نماز جماعت را رها نمی كرد. و همان روزهای اولیه آشنایی خانواده ها را در جریان گذاشت. كسی كه خانواده ام به او علاقه مند شده بودند و به او افتخار می كردند و می كنند.

اوایل به خاطر او و عشقش و شرطش برای پوشیدن چادر و رسیدن به او چادر پوشیدم ولی خدا اینطور نمی خواست و گویا می پسندید من واقعا متحول شوم. رسیدن ما به هم به موانعی برخورد كرد و یك سال طول كشید.

ابتدا از خدا دلخور شده بودم و آه و ناله می كردم.بعد نذر كردم كه اگر به او برسم چادری شوم. بعد كم كم برای رسیدن به او دعا و راز و نیاز را در هر روز زندگی ام جا دادم. هر روز و هر روز با این دعاها و راز و نیازها به خدا نزدیك و نزدیك تر می شدم

برای اینكه هم فكر می كردم خدا او را دوست دارد و این منم كه مانع هستم برای رسیدن به هم ، و هم اینكه فكر می كردم اگر مثل او شوم خدا كمكم خواهد كرد و هر روز و هر روز خود را تغییر دادم. اوایل شاید نقش بود و یا به خاطر او بود اما دعاهای هر روزه ، نمازهای اول وقت در مسجد، حجاب كامل و چادر در قلب و ذهنم رسوخ كرد.

باورم نمیشد كه اینقدر تغییر كرده بودم، دوستانم هم باورشان نمیشد و فامیل و اطرافیان طعنه و كنایه زیاد به من می زدند.

به خاطر گذشته توبه كردم و تمام زندگی ام تغییر كرد. دیگر به جایی رسیده بودم كه می گفتم خدایا هر چه صلاح است همان را برایم انجام ده ولی حتی اگر صلاحت نرسیدن ما به هم باشد من هیچ وقت چادر را زمین نخواهم گذاشت. چون دیگر خودم می خواهم آن را بپوشم. پوششی كه با آن احساس امنیت می كنم و وقتی در اجتماع آن را می پوشم احساس می كنم در صدایم ، فكرم و در گفته هایم كوچكترین لغزشی نیست. و حتی احساس می كنم همه انسان ها به دیده عزت و احترام و اطمینان به من می نگرند دیگر بدون چادر احساس خقت و خواری و ناامنی میكنم.

می دانم كه این خواست خدا بود كه یك سال وقفه در ازدواج مان بیافتد تا من خودسازی كنم و به این مرحله از یقین برسم. بعد از ازدواج فهمیدم كه این یك سال برای همسرم نیز فرصتی برای خودسازی و تحولات مثبت بوده است. اكنون كه مدتی از ازدواج مان گذشته خدا را سپاس می گویم و با تمام وجودم احساس خوشبختی می كنم.

 

س. الف ارسال با ایمیل نقل از من و چادرم خاطره ها



نوع مطلب :
برچسب ها : خاطره، حجاب، عکس، دختر، ایران، اسلام،
سه شنبه 11 بهمن 1390



نوع مطلب :
برچسب ها :

 

آقایان چایچی و رضا بیگدلی نقل كردند: آقای مجتهدی فرمودند: در ایّام نوجوانی كه به مدرسه می رفتم در بین راه به فقرا كمك می كردم. یك روز كه از مدرسه برمی گشتم در بین راه پیرزنی را دیدم كه مقداری اسباب و اثاثیه در دست دارد او از من خواهش كرد كه كمكش كنم و اثاثیه را به من داده و از جلو حركت كرد تا به منزلی رسیدیم. سپس درب را باز كرده و وارد خانه شد. من نیز همراه او داخل شدم، كه ناگهان درب بسته شد و با چند دختر جوان روبرو شدم، آن ها گفتند: شما به یوسف تبریز مشهور هستید و ما از شما خواسته هایی داریم كه اگر انجام ندهید آبروی شما را خواهیم برد. ایشان می فرمودند: یك لحظه تأمّل كرده و نگاهی به اطراف انداختم، ناگهان چشمم به پله هایی افتاد كه به بام منتهی می شد، بلافاصله با سرعت به طرف پلّه دویده و به پشت بام رفتم، آن ها هم به دنبال من به پشت بام آمدند. با این كه ساختمان سه طبقه ی عظیمی بود و دیوارهای بلندی داشت، با گفتن یك یا علی، بی درنگ از پشت بام خود را به داخل باغی كه جنب خانه قرار داشت پرتاب كردم. همین كه در حال سقوط بودم دو دست زیر كف پاهایم قرار گرفت و مرا به آرامی پائین آورد. ایشان می فرمودند: از آن موقع تا الآن پاهایم را بر زمین نگذاشته ام و هنوز روی آن دست ها راه می روم.

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته ات به دودست دعا نگه دارد



نوع مطلب :
برچسب ها : یوسف، یوسف تبریز، مجتهدی، زلیخا، حیا، داستان، داستانواقعی، داستانکوتاه،

من تا 18 سالگی در شیراز زندگی میکردم و تا اون موقع مانتویی بودم. چادر رو دوست داشتم اما چون دوستام و هم سن و سالهای من توی فامیل همه مانتویی بودن ترجیح میدادم مثل اونها باشم...!!!

مادر و پدرم اصالتشون مال یه شهر دیگه بود؛ یه شهر کوچیک و مذهبی که همه ی اهالی اون چادر میپوشیدن. هروقت به دیدن فامیلهامون به اون شهر میرفتیم مجبور بودم چادر سر کنم! اصلا هم بلد نبودم چادر رو درست بگیرمش و بپوشم...!

اون موقع ها فقط و فقط به اجبار چادر میکردم سرم، فقط برای اینکه تو اون شهر انگشت نما نباشم و همه چپ چپ نگاهم نکنن، خودمو کردم همرنگ جماعت.

تا اینکه با یکی از فامیلهامون که ساکن همون شهر بود نامزد کردم...

همسرم چادر خیلی دوست داشت و من به خاطر اون با شور و شوق بیشتری چادر سر میکردم...

موقعی که نامزدم میومد شیراز و دوتایی می رفتیم شاهچراغ وقتی من چادر سر میکردم رو به روم می ایستاد و می گفت مثل فرشته ها شدی، کاش همیشه بریم شاهچراغ تا من تو رو توی چادر ببینم...!

سال 88 به خاطر موقعیت کاری که برای پدرم پیش آمد به همون شهر نقل مکان کردیم این بار به اجبار نبود که چادر سرم می کردم با شور و اشتیاق چادر میپوشیدم و اونو دوست داشتم...

رفته رفته به چادرم وابسته تر شدم و سعی میکردم حجابم کامل باشه و شان و منزلت آن رو حفظ کنم، نه مثل بعضی از اون همشهری ها که فقط به اجبار اینکه تو یه شهر مذهبی هستن چادر میپوشن و حجابشون علیرغم چادر داشتن کامل نیست!

از وقتی چادری شدم قران خوندنم بیشتر شد، تا جایی که بتونم میرم مسجد و نمازمو جماعت میخونم و در کنار اینها اخلاق و رفتارم هم بهتر شد...!

همسرم عاشق ولایت و رهبریه، اما من اون موقع ها چون از چادر دور بودم و توی یه فضای دیگه بودم از روحیاتش هم دور بودم...!

با چادری شدنم همه ی اینها رو به دست آوردم! عاشق رهبری و ولایت شدم و سعی میکنم جوری گام بردارم که آقا امام زمانم منو توی گروه یارانش قرار بده...

من همه ی اینها رو مدیون برخورد درست همسرم هستم، هیچوقت منو اجبار به چادری بودن نکرد، اما من میدونستم که چقدر چادر رو دوست داره، شاید اگه چادر سر کردن رو به من تحمیل کرده بود من از چادر متنفر و منزجر میشدم، اما او با مهربونی منو به این راه کشوند!

البته بالاتر از دوست داشتن همسرم چیزی که برام مهمه اینه که خداوند و حضرت زهرا و باقی ائمه این نوع حجاب رو دوست دارن و برای رضای اونها همیشه حجابم رو حفظ میکنم....

و همیشه خدا رو شکر می کنم که یک اتفاق باعث شد من هم چادری شوم.

زهرا ن.

منبع:وبلاگ من و چادرم خاطره ها



نوع مطلب :
برچسب ها : خاطره، داستان، داستان کوتاه، حجاب، وبلاگ موج، موج، www.movj.mihanblog.com،

از ما نسل سومی ها هم ناامید شده اند!

شاید خیلی وقت بود چنین شور و شعفی بهم دست نداده بود... وقتی شنیدم شهید مصطفی احمدی روشن از نسل سوم انقلاب است.خیلی برام جالب بود که یک نسل سومی از ما جوانان که خیلی چیزها رو ندیده و نشنیده اما از هزاران دیده و شندیده ها بیشتر به راه خودش اعتماد داشت.

شهید مصطفی احمدی روشن در کنار علیرضا پسر خردسالش

دشمن از  ما نسل سومی ها  هم ناامید شده و الحق و الانصاف ما هم بد جوری شدیم خارچشمش.برای استکبار و ایادی آن و پیاده نظامش در داخل خیلی سخت است که ببیند این نسل سومی ها که نه انقلابشان را دیده اند و  نه امامشان را،کار را به جایی رسانده اند که کشورشان یازده برابر دنیا سرعت رشد علمی دارد و هم این است که کاری از دستش بر نمی آید و مجبور می شود فقط بکشد ولی اشکالی ندارد بکشید ما را ما قوی تر می شویم.بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود.

خبرگزاری فارس: عاملان ترور خواب آرام نخواهند داشت / رهروان راه "مصطفی"‌ نمی‌گذارند به کشور آسیبی برسد

برای آمریکا و اسرائیل سخت است  ببیند مادر و پدر شهید احمدی روشن با آنکه داغ جوان دیده اند اما  با استواری و صبوری از آینده و روییدن هزاران مصطفی ها  در کشور سخن می گویند و در اطمینان به ادامه راه فرزند شهیدشان  شکی ندارند...سخت است ببینند مادران سربازان آمریکایی کشته شده در عراق هرروز در مقابل کاخ سفید تجمع می کنند و با غضب حاکمانشان را خطاب قرارمی دهند اما اینجا پدر و مادر و همسر شهید بزرگوار ما آن را هدیه ای ناقابل به این کشور می دانند.آری این پاشنه آشیل غرب است!

http://www.yjcphotos.ir/photos/Images/large/File_2355_43726.jpg

پدر شهید در حالی که هنوز فرصت نکرده بودند پیراهن مشکی به تن کند و تازه خبر شهادت فرزندش را بهش داده بودند در گفتگو با واحد مرکزی خبر چنان امیدوارنه و مستحکم صحبت کرد که هر انسانی با دیدن آن مصاحبه بی اختیار اشک بر چشمانش جاری میشد.

http://www.yjcphotos.ir/photos/Images/large/File_2355_43723.jpg

هزاران حرف گفته و ناگفته وجود دارد اما حرف آخر اینکه ما خدا را داریم و شما...

 



نوع مطلب :
برچسب ها : شهید احمدی روشن، تصاویر اختصاصی، تصویر شهید احمدی روشن، وبلاگ موج،

بیوتئولوژی / جلسه ی 294 کلبه کرامت 

دکتر عباسی در این سخنرانی که با موضوع -از انقلاب فرهنگی تا انقلاب فکری- برگزار شده بود به ذکر دلایل شکست شورای انقلاب فرهنگی و همچنین ضرورت بومی‌سازی علوم و به خصوص علوم انسانی پرداختند در طول سخنرانی استاد عباسی، که بسیار هم جذاب بود، حضار جلسه بار‌ها و بارها به وجد آمدند و با اینکه این جلسه به همراه پرسش و پاسخ نزدیک به سه ساعت به طول انجامید اما حضار نه تنها احساس خستگی نمی‌کردند بلکه برخی نسبت به ادامه ی جلسه اصرار داشتند

یکی از سخنرانی های جنجالی دکتر عباسی

 

 

دانلود فایل صوتی:

دانلود - Direct Download Link

پیشنهاد می کنم حتما دانلودکنید و گوش کنید...مخصوصا دانشجویان!

منبع:

سایت دکتر حسن عباسی:http://drhasanabbasi.ir  



نوع مطلب :
برچسب ها : نقلاب فرهنگی، انقلاب فکری، بومی‌سازی علوم، علوم انسانی، بانک، ربا، باز تولید علم، هنر، نقشه علم، نقشه ایمان، دانشگاه، اربابان علم، نقش شورای انقلاب فرهنگی در علوم انسانی، تحول در علوم انسانی، داروین، سریال پزشکان، روانشناسی، فروید، انسان فقط میتواند به خدا اعتراف نماید، معلم اخلاق، آیا انسان نوعی از حیوان هست؟، علوم انسانی اسلامی‌، دانش پزشکی داروینستی، نقشه انسان در قرآن، فطرت، ذهن، پول، مالکیت درجه دوم، فریدمن، قبول شدن در دانشگاه، آموزش پرورش، گاج و قلم چی و اکسین و مدرسان شریف، آموزش عالی، صدا و سیما، دکترای تستی، بت شکستن، زیباترین ساختمان بانک هست، بت کانت، قرآن حد وسط ندارد، آقای سروش، حق و باطل، حقوق، نقشه ایمان نقشه علم، http://www.usdebtclock.org، اقتصاد جهان، حق الناس، هواپیمای جاسوسی، تهدید ایران، ۳۰۰۰ میلیارد، ۱۵ هزار میلیارد بدهی آمریکا، اقتصاد قرآنی، تبلیغ پفک و چیپس، طب قرآنی، پفک و چیپس باعث عقیمی‌ و…، وبلاگ موج، عباسی، حسن عباسی، سخنرانی حسن عباسی، سخنرانی جدید حسن عباسی، جدید از عباسی، دانلود سخنرانی جدید از عباسی،

گروه سایبری ترویج حجاب و عفاف ،حجاب و عفاف، حیا  ،حجاب آقایان ، پوستر و فلش کارت حجاب ، نگاه ،حجاب اسلامی،غیرت، حجاب بانوان پوشش اسلامی، پوشش،طرح لباس اسلامی، زنان ایرانی، دختران ایرانی ،محجبه ، تی شرت ، لوگوی حجاب، نماد حجاب، ضوابط پوشش دانشگاه های جهان، قانون حجاب، مقاله حجاب، تازه مسلمانان، حجاب در دنیا، مدل لباس، فمینیسم ،روابط دختر و پسر، آرایش، حضرت زهرا(س)، حجاب در قرآن، تمبر حجاب، تندیس حجاب، عفت، حجاب، طرح امنیت اجتماعی، حجاب، عفاف و حیا، چشم چرانی، کنترل نگاه، بد حجاب بدحجابی، تحریک جنسی، شهوت، الحجاب الاسلامیه، چادر، مقنعه، دانشگاه، سیاست،  بازیگران سینما، بدحجابی در سینما، حجاب در سینما، حدیث حجاب، مقاله حجاب، تحریم کالای صهیونیتی، لوازم آرایشی، نقاشی و انیمیشن حجاب ، بازی حجاب، پازل منچ ، شیطان، جنگ نرم ، افسر، جهاد فرهنگی، تصاویر متحرک حجاب ، محصولات فرهنگی، اسلام، عیون ، عین ، زنان سرزمین من، پروانه، نقطه صفر پروانه شدن، جعفرپیشه، گروه فرهنگی هنری صریر(نوای آب) ، مو، همسر، حجاب و دفاع مقدس، حجاب در ادیان دیگر، حجاب در دنیا، دعا، حجاب کودکان، چادر نماز، روشهایی بستن روسری، تجلیل، تقدیر، امر به معروف  نهی از منکر، اصفهان، روبنده، روسری، چادر، طرح گرافیکی حجاب، گرافیک حجاب، فتوشاپ، فوتوشاپ، وکتور،حجاب و ورزش، حجاب و اشتغال، ورزشکاران محجبه، حجاب در غرب، بسیج، کودک، باربی، عروسک، اسباب بازی، شعار حجاب، راهپیمایی و تظاهرات حجاب، طرح ساک دستی، بانوان، فلش کارت و نمایشگاه حجاب، لوازم التحریر حجاب، سایبری، عکس حجاب، انیمیشن، من یک محجبه ام، طراحی، فلش ، جالب، برهنگی فرهنگی، صنعت برهنگی نساجی، پوشاک، مروه شروینی، شهیده حجاب، روز بین المللی حجاب، 21 تیرماه، گروه سایبری ترویج حجاب و عفاف، شربینی،  دوئل، سکس، کلیپ، مستهجن، دوست دختر دوست پسر، شهید، احکام حجاب، چتر حجاب، صدف حجاب، حجاب کارکنان، cyber group promoting chastity and hijab، hijab، hejab، islam، eslam، iran، veil، Cyber group promoting chastity and hijab, hijab and chastity, modesty, hijab Gentlemen, posters, flash cards veil, looking, hijab, Islamic fervor, the Islamic veil covering Ladies, cover designs of clothing, Iranian women, Iranian women, wearing hijab, t-shirts , logo veil, the symbol of the veil, covering universities in world terms, the hijab, hijab articles, new Muslims, hijab in the world, Cindy, feminism, male and female relationships, makeup, Hazrat Zahra (SA), the veil in the Qur'an, stamp veil , Statue of hijab, modesty, hijab, social security scheme, the veil, chastity and modesty, ogle, controlled look bad hijab dress, sexual stimulation, lust, Alhjab Alaslamyh, tents, Mqnh, universities, politics, actor, film dress , veil the cinema, Hadith hijab, hijab article, Shyvnyty boycott goods, cosmetics, paint and animation hijab, hijab game, Puzzle Mnch, Satan, war, soft Officer, Cultural Jihad, hijab movies, products, culture, Islam, Yvn, also, Women of My Land, butterfly, butterfly zero point being Ja'farpisheh, cultural and artistic Sryr (Melody water), hair, husband, and defend the holy veil, hijab in other religions, the veil in the world, prayer veil children, prayer tent, Close scarf ways, celebrate, appreciate, to the famous injunction of denying, Esfahan, housecleaner, scarf, veil, hijab graphic design, graphics, veil, photoshop, vector, veil and sports and employment, hijab, athletes wearing hijab, the veil in the West , Mobilization, Child, Barbie, dolls, toys, slogan hijab, hijab protests and demonstrations, project hand luggage, ladies, flash cards and exhibition hijab, hijab stationery, Cyber, photo hijab, animation, I'm wearing hijab, design, flash, fun, cultural nudity, nudity textile industry, clothing, Shervin Marwah, Shhydh hijab, hijab International Day, 21 July, the group unveiled Cyber promote chastity, Shrbyny, duel, bands, clips, obscene, girlfriend boyfriend, martyr , sentences hijab, hijab umbrella, shell hijab, hijab staff


گروه سایبری ترویج حجاب و عفاف ،حجاب و عفاف، حیا ،حجاب آقایان ، پوستر و فلش کارت حجاب ، نگاه ،حجاب اسلامی،غیرت، حجاب بانوان پوشش اسلامی، پوشش،طرح لباس اسلامی، زنان ایرانی، دختران ایرانی ،محجبه ، تی شرت ، لوگوی حجاب، نماد حجاب، ضوابط پوشش دانشگاه های جهان، قانون حجاب، مقاله حجاب، تازه مسلمانان، حجاب در دنیا، مدل لباس، فمینیسم ،روابط دختر و پسر، آرایش، حضرت زهرا(س)، حجاب در قرآن، تمبر حجاب، تندیس حجاب، عفت، حجاب، طرح امنیت اجتماعی، حجاب، عفاف و حیا، چشم چرانی، کنترل نگاه، بد حجاب بدحجابی، تحریک جنسی، شهوت، الحجاب الاسلامیه، چادر، مقنعه، دانشگاه، سیاست، بازیگران سینما، بدحجابی در سینما، حجاب در سینما، حدیث حجاب، مقاله حجاب، تحریم کالای صهیونیتی، لوازم آرایشی، نقاشی و انیمیشن حجاب ، بازی حجاب، پازل منچ ، شیطان، جنگ نرم ، افسر، جهاد فرهنگی، تصاویر متحرک حجاب ، محصولات فرهنگی، اسلام، عیون ، عین ، زنان سرزمین من، پروانه، نقطه صفر پروانه شدن، جعفرپیشه، گروه فرهنگی هنری صریر(نوای آب) ، مو، همسر، حجاب و دفاع مقدس، حجاب در ادیان دیگر، حجاب در دنیا، دعا، حجاب کودکان، چادر نماز، روشهایی بستن روسری، تجلیل، تقدیر، امر به معروف نهی از منکر، اصفهان، روبنده، روسری، چادر، طرح گرافیکی حجاب، گرافیک حجاب، فتوشاپ، فوتوشاپ، وکتور،حجاب و ورزش، حجاب و اشتغال، ورزشکاران محجبه، حجاب در غرب، بسیج، کودک، باربی، عروسک، اسباب بازی، شعار حجاب، راهپیمایی و تظاهرات حجاب، طرح ساک دستی، بانوان، فلش کارت و نمایشگاه حجاب، لوازم التحریر حجاب، سایبری، عکس حجاب، انیمیشن، من یک محجبه ام، طراحی، فلش ، جالب، برهنگی فرهنگی، صنعت برهنگی نساجی،



نوع مطلب :
برچسب ها :

شبکه زمزمه؛ بهترین پاسخ خیانت، خیانت است!!

«به خاطر خیانت شوهرم ، من هم به دنبال یک مرد خوشگل و پولدار می گردم تا بتوانم با او دوست شوم و انتقام رفتار شوهرم را بگیرم.»
 

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز؛ شبکه زمزمه که به شکل های مختلف به دنبال ترویج خیانت کردن همسر به شوهر و بالعکس است این بار دریکی از سریال هایش به این موضوع به صورت مستقیم پرداخت.
این شبکه در سریالی گفتگو بین دو زن را نشان می دهد که یکی از آنها مشغول تعریف خاطرات خود از زندگی با همسرش است.
وی در قسمتی از این گفتگو یکی از خاطرات خود را چنین تعریف می کند:«در ابتدای زندگی مان همسرم با یک دختر خوشگل و پولدار آشنا شد و بعد از مدتی ارتباط با آن من را رها کرد و از پیش من رفت.
همیشه می گویند که خانم ها خیانت می کنند ولی همسرم ابتدا این کار را انجام داد و من را تنها گذاشت.من به خاطر این رفتار او به دنبال یک مرد خوشگل و پولدار می گردم تا بتوانم با او دوست شوم و انتقام رفتار شوهرم را بگیرم!»
گفتنی است شبکه زمزمه با پخش چنین سریال ها و موضوعاتی خیانت همسر به شوهر خائن را منطقی و طبیعی نشان می دهد و چنین القاء می کند که انتقام گیری همسران مورد خیانت واقع شده حق آنان است و به این ترتیب از قبح عمل زشت و ضد انسانی خیانت زناشوئی می کاهد.
لازم به ذکر است که خیانت زناشوئی در تمام آئین ها، فرهنگ ها و مخصوصاً ادیان الهی به عنوان عملی بسیار مذموم کاملاً محکوم است و با توجه به عمق زشتی چنین خیانتی که نتیجه ای جز نابودی خانواده ها ندارد هیچ وضعیتی_حتی خیانت طرف مقابل_مجوزی برای چنین مساله ای نمی باشد.



نوع مطلب :
برچسب ها : خیانت، خیانت زن، خیانت زن و شوهر، شبکه زمزمه، ترویج بی حیایی، وبلاگ موج، پایگاه شهید رجایی شاندیز، شهر شاندیز، شاندیز،

مقابله فارسی وان با ازدواج؛

فارسی وان؛ ازدواج کار نادرستی است!
شبکه فارسی وان در یکی از سریال هایش با تکرار دیالوگ هایی همچون ازدواج کار نادرستی است.من علاقه ای به ازدواج ندارم همان رابطه دوستی بهتر و قشنگ تر است ، به مقابله با فرهنگ ازدواج پرداخت!
 

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز؛ شبکه فارسی وان که به دنبال مقابله با فرهنگ ازدواج است در سریال های خود جایگزین ها و دلایل اینکه چرا نباید ازدواج کرد را بیان کرد!
این شبکه در یکی از سریال هایش دوست دختر و دوست پسری را نشان می دهد که پسر از دختر درخواست ازدواج می کند.
ولی در جواب با واکنش عجیبی از سوی دختر روبرو می شود، دختر در حالتی بر افرخته می گوید: «ازدواج کار نادرستی است. من علاقه ای به ازدواج ندارم همان رابطه دوستی بهتر و قشنگ تر است و من آن را بیشتر دوست دارم.»
پسر با تعجب می پرسد که" چرا دوست نداری با من ازدواج کنی؟"
این بار دختر در توضیح علت این مساله می گوید:« اگر ازدواج کنم اول باید بچه دار شوم و همیشه باید مشغول آشپزی باشم و مهمانی هم نمی توانم بروم ازدواج دست و پا گیر است!»



نوع مطلب :
برچسب ها : ازدواج، ازدواج در فارس یوان، اثرات فارسی وان، شبکه ماهواره ای فارسی وان،


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی